آیا دولت سوئد حامی ایران است ؟
روزنامه وال استريت جورنال در بخش ديدگاه های خود مطلبی دارد به قلم ماتس تونهاگ، روزنامه نگار و مفسر سوئدی که ضمن نقد مواضع و سياست دولت سوئد در قبال ايران از وزير خارجه اين کشور نيز به خاطر آنچه که وی آن را «حمايت و پوشش ديپلماتيک» از ايران توصيف می کند به شدت انتقاد می کند.
ماتس تونهاگ در مقدمه مطلب خود در روزنامه وال استريت جورنال حکومت ايران را بزرگترين خطر برای خاورميانه و جهان توصيف کرده و می افزايد که محمود احمدی نژاد رييس جمهور ايران که منکر وقوع نسل کشی يهوديان است بارها اسرائيل را به نابودی کامل تهديد کرده است. گروههای دست نشانده ايران مثل حزب الله و حماس نيز اين دشمنی و تهديد را تشديد کرده و خود حکومت ايران نيز در پی دستيابی به سلاح های هسته ای است.
نويسنده سپس می پرسد که چرا با وجود همه اين تهديدها دولت سوئد از ايران حمايت می کند؟ در شرايطی که تمام دمکراسی های غرب با اعمال فشار به ايران می خواهند که برنامه های هسته ای آن کشور متوقف شود کارل بيلد در اين زمينه تزلزل نشان می دهد. او حتی سعی کرده که مذاکرات و تصميم گيری اتحاديه اروپا برای تحريم ايران را به بن بست بکشاند.
به نوشته تحليلگر سوئدی وزير خارجه اين کشور در وب لاگ شخصی خود تحريم های مصوب شورای امنيت را زير سئوال برده و از توافقنامه تهران با ميانجيگری برزيل و ترکيه حمايت کرده است. اين در حالی است که سازمان ملل متحد با آن توافق مخالفت کرد چون بر توقف برنامه های هسته ايران هيچ تاثير نخواهد داشت.
ماتس تونهاگ در ادامه تحليل خود در روزنامه وال استريت جورنال می نويسد در فضای سياست سوئد سازمان ملل متحد نقش بسيار مهم و حتی مقدسی دارد و انتقاد و يا مخالفت با تصميمات اين نهاد يک نوع کفر تلقی می شود. در عين حال سوئد از کشورهايی است که هميشه مدافع توسعه دمکراسی بوده و مسلما يک ايران دمکراتيک می تواند به کاهش تنش در منطقه کمک کند. اما کارل بيلد وزير خارجه سوئد همچون باراک اوباما، رييس جمهور آمريکا، به شکل فعالی از اپوزيسيون دمکراتيک ايران دفاع نکرده و حتی مسائلی مثل حقوق بشر و يا آزادی های مذهبی را در آن کشور جدی نمی گيرد.
نويسنده يادآوری می کند که زمانيکه يک نماينده پارلمان سوئد از دولت خواست که به سرکوب مسيحيان در ايران اعتراض کند، وزير خارجه وعده داد که اين موضوع از طريق شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد دنبال خواهد شد. اما حقيقت اين است که اين شورا ضعيف ترين و بی خاصيت ترين نهاد سازمان ملل متحد است و هيچگاه نتوانسته کار مهمی در زمينه نقض حقوق بشر در ايران انجام دهد.
این روزنامه نگار سوئدی سپس اشاره می کند که تزلزل و کم کاری وزير خارجه سوئد در اعمال فشار به حکومت ايران با سابقه درخشان وی در مبارزه با ديکتاتوری و گسترش حقوق بشر در تناقض است.
کارل بيلد در دورانی که کمتر کسی به اين نکته توجه داشت با ديکتاتوری حاکم بر اتحاد شوروی سابق مبارزه می کرد. او به عنوان نماينده ارشد سازمان ملل متحد در امور ناحيه بالکان ثابت کرد که سياستمداری است متعهد به دمکراسی ، حقوق بشر و بنای ملل و کشورهای نوپا. اما وقتيکه نوبت به خاورميانه و ايران می رسد آقای بيلد در برخورد با اکثر رژيم های ديکتاتوری منطقه نرمش نشان می دهد ولی در برخورد با تنها رژيم دمکراتيک اين منطقه يعنی اسراييل بسيار سخت گير است.
نويسنده می افزايد که وزير خارجه سوئد در مورد مطالب ضد اسرائيلی که در مطبوعات سوئد منتشر می شود هيچ موضعی نمی گيرد. او به هنگامی که سوئد رياست دوره ای اتحاديه اروپا را برعهده داشت يک سفر ازپيش برنامه ريزی شده خود به اسراييل را لغو کرد. اما درست چند ماه بعد او با کمال خشنودی به سوريه سفر کرد که يکی از بدترين رژيم های ديکتاتوری منطقه و متحد نزديک حکومت ايران است.
به نقل از : رادیو فردا

من شخصاً گمان می کنم که این رفتار، ریشه های یهودستیزانه دارد که متاسفانه در برخی کشورهای اروپایی و حتی شماری از سیاستمداران در حال گسترش است. فراموش نکنیم که کمتر از 70 سال پیش یهودستیزان و جنایتکاران به رهبری آدولف هیتلر یک فاجعهی بشری را رقم زدند که هنوز در تاریخ بشریت بیسابقه است. بسیار ساده انگارانه است اگر بر این باور باشیم که تنها با گذشت 70 سال از نابودی فیزیکی سران نازی، تفکر نازیسم و یهودستیزی در میان سیاستمداران و صاحبان قدرت در برخی کشورهای متمدن به طور کل از بین رفته باشد!
(امیدوارم این نظر به رد صلاحیت در شورای نگهبان رادیو فردا دچار نشود)
تنها رژيم دمکراتيک (و البته کودک کش )اين منطقه يعنی اسراييل رو عشق است !!!
از این جمله میشه فهمید کلا قضیه از کجا آب میخوره !!! اگر جرعت داری درج کن تا بدونیم که از اسرائیل پول نمی گیری!!!
متاسفانه در زمان جنگ ایران و عراق که نخست وزیر وقف سوئد آقای اولوف پالمه که بعدا به قتل رسید اگر کسی از تحلیلگران و مفسران ایرانی ساکن سوئد که تسلط زیادی بر روی اخبار و سیاست روز آن روز داشتن میگفتن که جریان میانجیگری ایشان ما بین ایران و عراق خالی از بده بستانهای سیاسی نیست هیچکس نمی توانست به این دیدگاها ارزشی بگذارد و همگان بر این تصور بودن که آقای اولوف پالمه قصد خیری دارد و غافل از اینکه در تمامی مسافرتهای ایشان به مناطق جنگی همراهانی نیز به دنبال ایشان بودن که در واقع تئوریسنهای واقعی معاملات پشت پرده ما بین دو کشور متخاصم بودن و از جمله آنها میتوان از آقای کارل بیت و دیگر زمامداران آن زمان بودن. مطمئنا اگر روزی بنا بر افشاگری و رو کردن این افراد به میان بیاید آقایان حاضر در صحنه سیاست روز سوئد قادر نخواهند بود که اینچنین دائه داشتن کشور دموکرات در منطقه و حافظ صلح و عداوت داشته باشند. نمونه ای از آن میتوان به لغو ملاقات خانم مونا سالین رهبر سوسیالیستهای سوئد در آخرین لحظه قبل از حادثه میکونوس توسط آقای کارل بیت میباشد و کسی نیست که از ایشان بپرسد چرا اقرار به این قضیه این همه سال به طول انجامید و اصلا ایشان از کجا پیشبینی حوادث رو میکردن مگر اینکه بخواهیم باور کنیم که امدادهای غیبی پایشان به این سرزمین نیز باز است.
این جناب ” کارل بیلد ” احتمالا” زیرمیزی چربی گرفته . از نظر من ایشان از یک تن فروش خیابانی هم پست تر هستند ، زیرا تن فروشان خیابانی از ناچاری بدین پستی تن میدهند ، ولی این آغا ! با کمال میل شرف ، آبروی و انسایت خود را به مزایده گذاشته است . امیدوارم روزی بدست این اهریمن صفتان گندم نما گرفتار شوند و مزد خوش رقصیهای خود را در سیاهچالهای اوین ، سوله های کهریزک یا بازداشتگاه توحید به نحو احسن دریافت کنند .
از مدتها قبل حمایت های آقای کارل بیلد از رژیم جنایتکار ایران برسر زبانها بود. البته در همین رابطه دلایلی از جمله سرمایه گذاری های میلیاردی در ایران و یا ارتباط ایشان با ان سرمایه گذاری ها مطرح میشد. شاید در آنزمان بعضی از گفته ها با توجه به سوابق فعالیت های قبلی ایشان در ارتباط با مبارزه با شوروی سابق زیر سوال میرفت، و توجهی آنچنانی نمیشد. اما دوران ریاست سوئد بر جامعه اروپا یکی از بی خاصیت ترین دورانهای فعالیت های جامعه اروپا در ارتباط با رژیم ایران بود، و عمدتا از عملکرد ایشان مایه میگرفت. سیاست دودوز بازی ایشان بسیار بارز بود، و در این حال که با یکدست عقب میزد با هردودست پیش میکشید. ایشان در ان مدت نه تنها اعتراضی جدی به هیچیک از اقدامات ضدبشری رژیم بعمل نیاورد که هیچ، از هر فرصتی در ایجاد امکانات برای رژیم استفاده کرد. شاید با توجه به سوابق ایشان خصوصا در زمان ریاست ادواری سوئد و مسائل مطرحه زمان ان رسیده باشد که تحقیقی از نوع و امکان درگیری ایشان با مسائل رژیم و احتمالا منافع شخصی که وی میتواند در این رابطه داشته اشد تحقیقی بعمل آید.